جمال الدين محمد الخوانساري
94
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
5418 ركوب الأهوال يكسب الأموال . سوار شدن هولها كسب ميكند مالها را . مراد اينست كه غالب اينست كه كسب أموال بارتكاب أهوال ودر آوردن خود در معرض آنها مىتوان كرد پس كسى كه كسب آنها را خواهد بايد كه راضى شود به آنها وصبر كند بر آنها . وممكن است كه : غرض اين باشد كه كسب أموال بىارتكاب أهوال نمىشود پس چه بىخردى است كه كسى راضى شود بآن از براي تحصيل أموال خسيسهء فانيهء زايله وسعى نكند از براي آخرت ومدارج بهيّهء سنيّهء باقيهء آن با سلامت از أهوال ، بمجرّد أدنى زحمت وتعبى كه در آن باشد . وممكن است كه « يكسبه » از باب افعال خوانده شود وبنا بر اين ترجمه اينست كه : « جمع مىفرمايد مالها را » يعنى باعث اين مىشود كه آدمي جمع كند آنها را ، وبر تقديرى كه مجرّد باشد نيز باين معنى مىتواند بود . 5419 ركوب الأطماع يقطع رقاب الرّجال . سوار شدن طمعها يعنى ارتكاب آنها مىبرد گردنهاى مردان را ، يعنى بسيارست كه ايشان را بهلاكت مىاندازد . وممكن است كه : « بريدن گردن » كناية از خوار وذليل كردن باشد . 5420 رغبة العاقل في الحكمة ، وهمة الجاهل في الحماقة . رغبت عاقل در حكمت است ، وهمت جاهل در حماقت . « حكمت » چنانكه مكرّر مذكور شد علم راست وكردار درست است وگاهى در خصوص هر يك از آنها نيز استعمال مىشود ، و « حماقت » بمعنى كم عقلي است . وممكن است كه مراد بآن در اينجا كردن كارهائى باشد كه از لوازم كم عقلي باشد . 5421 ركوب المعاطب عنوان الحماقة . سواري هلاكتها يعنى ارتكاب أموري كه باعث هلاكت اخروى گردد عنوان حماقت است يعنى دليل يا سر سخن كم عقلي است .